متاگپ | میثاق معمارزاده: آن سالی که آن گل را از پرسپولیس خوردم اصلا قرار نبود پیراهن این تیم را بپوشم / شرف و آبرویم را با پرسپولیس معاوضه نمی‌کنم / در تیم ملی قطبی باندبازی وجود داشت / مایلی‌کهن بسیار سالم است


یکشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۴ ۷ ۳۵۰۱
متافوتبال – دروازه‌بان سابق پرسپولیس اعتقاد دارد در سال‌های گذشته همواره باند و باندبازی در تیم ملی وجود داشته است.

به گزارش متافوتبال، میثاق معمارزاده، دروازه‌بانی که زمانی شماره یک پرسپولیسی‌ها بود و حتی به تیم ملی هم دعوت می‌شد، این روزها خارج از فوتبال زندگی‌اش را سپری می‌کند. او حالا رو به روی دوربین متاگپ نشسته تا پاسخگوی سوالات محمدرضا احمدی، مجری باسابقه تلویزیون ایران باشد.

 


متاگپ | میثاق معمارزاده: در پرسپولیس به بدترین نحو ممکن من رو تخریب کردن / کرانچار خواست از تیم ملی انصراف بدم / دنیزلی گفت با تصمیم رویـانیان تو از بین رفتی


متاگپ | بخش دوم مصاحبه جنجالی میثاق معمارزاده


 

میثاق جان خیلی خوش آمدی به متافوتبال، کجایی؟ دلمون تنگ شده بود واقعا.

هستیم زیر آسمون خدا (با خنده)

اوضاع و احوال و تمرین، فوتبال چه خبر…

تمرین که اختصاصی انجام میدم، حالا نه به شکل صد در صد. چون صد در صد تلاش یک فوتبالیست در زمین چمن انجام میشه، اما در سالن بدنسازی تمرین های جسمانی انجام میدم، در هر صورت فکر می‌کنم که ما با ورزش بزرگ شدیم و یه مقدار که دور میشیم از ورزش کل سیستم بدنی ما به هم می‌ریزه، پس بهتره که تمرین کنیم چون بحث مصدومیت و دردهای شدید هم هست در صورتی که خوب تمرین کنیم مصدومیت هم کمتر میشه.

 

یه مقطعی به تیم پارسه رفتی و همه می‌گفتن شاید پارسه شروع دوباره ای برای میثاق معمارزاده باشه ولی خبری نشد!

من به واسطه دوستی با فراز فاطمی و داوود سید عباسی به پارسه رفتم، در واقع اونا به من گفتن بیا اونجا. چون هزینه های تیمی شون رو کم کرده بودن و تیمشون یه مقدار از نظر مهره دچار کمبود شده بود و هم این که من بتونم دوباره به شرایط فوتبال برگردم. رفتم فصل بدی هم نبود با این که خیلی هم سختی کشیدیم در این تیم اما اصلا بحث مالی نبود، چون بچه های اون تیم واقعا فداکارانه بازی می‌کردند. به هر حال یه سال اونجا بازی کردم ابتدای امسال هم سه چهار تا تیم لیگ یکی اومدن برای امضای قرارداد اما من زیاد از نظر روانی با فضای لیگ یک آداپته نبودم. می‌خواستم لیگ برتر بازی کنم، که اونجا هم متاسفانه به دلایلی به مشکل برخوردم…

 

الان گلرها هم خودشون تو لیگ برتر مشکل دارن.

بله، متاسفانه من فکر می کنم شرایط فنی یه بازیکن این روزا تو فوتبال ایران خیلی تاثیر نداره، به نظر شخصی من البته. چون من از سال 78 که با تیم بهمن بودم تا امروز که دارم فوتبال رو می‌بینم از نظر فنی و بازیکنا فوتبال ایران نسل به نسل ضعیف تر شده. وقتی بازیکنای حاضر در جام جهانی 1998 رو با بازیکنای امروز مقایسه کنیم، می‌بینیم که فاصله خیلی وحشتناکی با نسل امروز دارن. یعنی ما یک مهدوی کیای جدید، باقری جدید؛ عابد زاده، دایی جدید، کسایی که خودشون یه تنه بتونن نتایج یه تیم رو تغییر بدن، من نمی بینم. حالا مثلا پرسپولیس امسال از نظر بعد فنی خوبه ولی خب پرسپولیس هم بازیکن خیلی شاخصی مثل اونایی که نام بردیم، نداره. البته دو سه تا مهره تاثیر گذار داره اما این که بخواهیم این پرسپولیس رو با پرسپولیس دهه 70 و اول دهه 80 مقایسه کنیم، فکر نکنم پرسپولیس این شکل رو داشته باشه. اصلا فوتبال ایران شرایط گذشته رو نداره.

 

می‌گفتن میثاق معمار زاده آدم خیلی مغرویه و تنهاست و این که خونه این و اون بره، مهمونی بره و از این دست مسائل رو نداره. آیا واقعا چنین چیزی بود، یعنی خودت واقعا خودت رو دور می کردی از جو حاکم بر تیم.

ببینید شرایط هر کسی در هر خانواده ای که بزرگ شده، متفاوته. در واقع خانواده هر فرد یه جورایی تعیین کننده آیندش هم هست دیگه. ولی من به هیچ وجه مغرور نیستم. حالا شاید قیافه ام یه جوریه که همه میگن مغروری.

 

ولی تنها بودی...

اهل قاطی شدن و صمیمی شدن با یه سری آدمای خاص و با نفوذ نیستم. قدیمم نبودم، الانم نیستم و در آینده هم نخواهم بود.

 

خوب این بهت ضربه نزد؟

بله ضربات زیادی زد. مثلا مدیر عامل یکی از تیم ها بود حالا من اسم نمیارم، چون بحث شخصی ما دو نفر بوده. مدیر اون تیم به من گفت همه به من زنگ می زنن، تو چرا نمی زنی. من گفتم من غیر از این که باید برای تیم بازی کنم؛ فکر دیگه ای ندارم. گفت نه وقتی برای پول زنگ می زنی باید هر شب زنگ بزنی و حال ما رو هم بپرسی. گفتم اصلا این مسائل برای من تعریف نشده است. برای این که من می‌دیدم تو یه تیم که مربی خارجی داره همه کارا داره راحت انجام میشه. ولی توی فوتبال ایران مربیان ایرانی و مدیرانی که به فوتبال آشنا نیستن و از جاهای دیگه میان تو فوتبال، اینا دنبال مسائل دیگه هستند. که این جور چیزا برای من تعریف نشده بود و منم مسیر خودم رو می رفتم. کاری که من می‌تونستم بکنم این بود که تمرینم رو انجام بدم و از نظر آمادگی در وضعیت مناسبی برای تیم خودم باشم. حالا یه روزی خوب بودیم و یه روز بد اما در اون مسائلی که حالا مثلا ما امشب بریم خونه فلان مربی یا با فلان مربی جایی بریم یا با مدیر عامل جلسه بگذاریم از این کارا من نمی کردم و اعتقادی به باند و دسته هم نداشتم با این حال فکر می کنم در سال آخر حضورم در پرسپولیس بزرگ ترین لطمه رو از همین مسائل خوردم.

 

در مورد انتقالت به پرسپولیس صحبت کنیم، خیلی ها می گفتن میثاق اگه از سایپا جدا نمی‌شد، شاید براش بهتر بود. یعنی هدفش درست بود برای رسیدن به یه تیم بزرگ، اما شما با ساپیا قهرمان شده بودین و روزای خوبی داشتین.

ما اولا که خب سایپایی بودیم و به تیم خیلی خوبی در سایپا داشتیم و آخرین قهرمانی این تیم رو هم ما آوردیم. دیگه فکر می کنم که سقف سایپا پر شده بود، بعد از قهرمانی و با توجه به تغییر تفکر در سطح مدیریتی باشگاه سایپا دیگه دنبال قهرمانی نمی گشتن، تیم رو متحول کردن و دیگه دنبال چیزای دیگه بودن.

خب اون قهرمانی راضی شون کرد، اما من فکر می کردم که سایپا دیگه سقفش برای من پر شده بود. این رو امروز میگم در برنامه 90 هم یه بار به آقای فردوسی پور توضیح دادم که آخرین مسابقه من در سایپا مقابل پرسپولیس بود که بعد از اون دیگه پنج هفته باقی مونده رو بازی نکردم، که فکر می کنم دقیقه 83 یا 84 بود که عباس آقایی یه ضربه زد، که توپ از دست من لیز خورد و رفت تو گل، بعد از اون هجمه ای رو درست کردن که این ( میثاق) می خواد بره پرسپولیس. بعد در فصل نقل و انتقالات آقای مدیر روستا زنگ زد به من برای پیکان، یعنی من هیچ گونه صحبتی با باشگاه پرسپولیس نکرده بودم و بعد در هیئت فوتبال تهران با پیکان داخلی بستم، همون موقع آقای مصطفوی که تازه شده بود مدیر عامل پرسپولیس به من زنگ زدی که کجایی؛ من گفتم با پیکان داخلی بستم گفت نه باید پا شی بیای اینجا، عین واقعیتی که اون سال اتفاق افتاد، این بود. چون اون سال آقای مصطفوی شده بود مدیر عامل سال قبلش آقای کاشانی مدیر عامل پرسپولیس بود. اما این صحبتا که من می خوام با پرسپولیس ببندم، بعد برم اونجا این چیزایی که تو ذهن مریض یه سری شکل گرفت، واقعیتش اینه که من هیچ کدوم از کادر فنی پرسپولیس رو نمی شناختم؛ آقای خوردبین و آقای قطبی بودن، بعدها شنیدم آقای قطبی از من تعریف کرده بود، چون در نیم فصل اول یک شوت محمد نصرتی زد من از زیر تیر درآوردم، آقای قطبی گفته بود به دست این (میثاق) راکت بستن. این رو بعدا آقای خوردبین به من گفت یا یکی دیگه که یادم نیست، ولی هیچ رابطه ای وجود نداشت، بعد ما رفته بودیم سر تمرین آقای قطبی دوباره رفته بود بعد دوباره برگشت.

 

که این رفت و برگشت هم خیلی بد شد برای پرسپولیس.

عین واقعیت بود. اما یه سری ها این رو تا امروز تیتر یک کردن، هی می گن این با اونا بسته بود، یه گلر دیگه با پرسپولیس بسته؛ هر سال یه گلر می بندن که.... واقعیت این نبود. واقعیت این بود که من شرف و آبرو و حیثیتم رو حاضر نیستم با پرسپولیس و حتی بزرگ تر از پرسپولیس عوض کنم.

 

این که تیم ملی نرفتی میگن خواست خودت بود.

کدومش؟

 

زمان قطبی دعوت شدی به تیم ملی...

من زمان قطبی چهار بار از تیم ملی انصراف دادم.

 

خودت خواستی؟

دلیلش این بود که من تو اون مقطع در پرسپولیس شرایط خوبی داشتم، زمان آقای کرانچار بود آقای عابدزاده هم خیلی زحمت می کشید. نشستیم با هم صحبت کردیم که آقای کرانچار گفت تو شرایطتت خیلی خوبه و نشستن پشت خط تیم ملی برای تو خوب نیست، که این نظر ایشون بود که حالا با هم صحبت کردیم، من یکی دو بارش رو واقعا مصدوم بود. دو بارش هم انصراف دادم چون دیدم در تیم ملی یه باندی شکل گرفته. وقتی من اردو می رفتم می‌دیدم یه باندی شکل گرفته و دیدم چهار پنج بازیکن دارن دیکته می‌کنن یه سری مسائل رو و من گفتم من نمی تونم و اومدم بیرون البته شاید اشتباه کردم در اون مقطع. چون من برای آقای قطبی احترام بسیار زیادی قائلم مربی بسیار خوبی بود آقای قطبی و در ابتدای حضورش در ایران، آدم بسیار خوبی هم بود.

 

بعدش یه ذره تغییر کرد، ایرانیزه شد یه کم (با خنده)

من فکر می کنم مشورتی که با بعضی از دوستان معلوم الحالی که در فوتبال ایران بودن اون موقع و هنوزم هستن، روش تاثیر می‌گذاشت، وگرنه فکر می کنم آقای قطبی در ابتدای کار بسیار بسیار آدم خوبی بود و بسیار هم من را دوست داشت و به من گفت دو تا بازی رو نیمکت بشین من می ذارمت تو. گفتم نه من به دلیل مشورتی که با آقای عابد زاده داشتم به عنوان کسی که من براش احترام قائلم و دوستش دارم، البته بازم اینجا باید بگم که آقای عابدزاده به نظر من یکی از خوش قلب ترین آدم هایی بود که من باهاش کار کردم. به هر شکل اون اتفاق افتاد و من چهار بار انصراف دادم و در جام ملت ها بلک لیست شدم با این که در بازی با فولاد یکی از بهترین ها بودم و این رو قبول کردم چون میگم خواست خودم بود.

 

خواست خودت بوده... یعنی تهش به این می رسی که خودت می خواستی..

بله؛ ولی با اومدن آقای کیروش دوباره دعوت شدم که حالا یه سری مسائلی اونجا اتفاق افتاد که باعث شد من از تیم ملی خط بخورم.

 

که گلرهای دیگه بیان فیکس شن و جام جهانی هم بازی کنن؟!

حالا اون که برای بعد بود؛ من از حواشی فوتبال خیلی مسائل رو می دونم و در ذهنم هست و در مورد خیلی از مسائل آگاهی دارم، چون من در متن کار بودم.

 

الان رستوران بهتره یا دروازه بانی راستی؟

خوب من با فوتبال بزرگ شدم، روزی که من وارد فوتبال شدم در زمین های خاکی بازی می کردیم سال 74 یا 75 اون موقع پولی در فوتبال نبود، اون دوره قبل از جام جهانی 1998 بود هنوز پولی وارد فوتبال نشده بود و ما به عشق فوتبال و اون توپه بازی می کردیم. یادم میاد یه زمین خاکی بود سنگای خیلی بزرگی تو زمین بازی بود ما یه مربی داشتیم که ما رو با طناب می بست ما زمین می خوردیم زانوهامون آسیب می دید؛ همیشه بعد از بازی زانوهامون دو برابر می شد، التهاب داشت. ما اون جوری فوتبالیست شدیم و خیلی خیلی سخت بود به اون سختی ما فوتبالیست شدیم ولی رستوران داری شغل دوممه؛ جذابیتی هم نداره من عاشق فوتبالم؛ ولی در فوتبال این قدر حواشی و فساد هست که من ترحیج می دم وارد این دسته و باندبازی نشم. تا جایی که الان خیلی ها می پرسن تو اصلا فوتبالیست بودی؟

 

از قدیمی ها باهات تماس نمی گیرن؟ کسایی که قبولت داشتن الان هم سرمربی هستن و تیم دارن و مشکل دروازه بانی هم دارن!

آخرین بازی من برای پرسپولیس زمان آقای دنیزلی و در اردویی در عربستان بود که سه بر یک باختیم و وقتی برگشتیم من دیگه باشگاه پرسپولیس نرفتم. من نزدیک به چهارصد میلیون تومن از باشگاه طلب دارم از همون سال، اما حتی یک بار دیگه هم باشگاه پرسپولیس نرفتم. چون ابتدای سال ما با یه تفکر دیگه ای اومدیم و از اون روز هم من با هیچ کس در ارتباط نبودم، حتی از بین مربیا هم کسی از من سراغی نمی گرفت. البته پرسپولیس مربیای بزرگی داره؛ چرا باید به من زنگ بزنن؟

 

خوب اگر تو رو بخوان...

من دو سه بار با آقای مایلی کهن صحبت کردم، به عنوان اولین کسی که در فوتبال ایران به من بها داد و واقعا من ایشون رو دوست دارم و به نظرم آدم بسیار سالمی هست و پرونده اش مشخصه، فکر می کنم تعریف کردن از آقای مایلی کهن لازم نباشه چون پروندش مشخصه، ولی دیگه با کس خاصی نه ... من همون پارسه هم با آقای پیوس کار کردم.

 

حقت رو از فوتبال ایران گرفتی؟

نه، حق که نگرفتیم هیچ، خیلی ها میگن اصلا تو فوتبالیست بودی؟ یه جوری من رو تخریب کردن، حالا نمی دونم من واقعا چی کار کرده بودم!

 

شاید به این دلیل که با رسانه ها ارتباط نداشتی و با بازیکنا ارتباط نداشتی و این باعث می شد حرف و حدیث ازت زیاد باشه در حالی که واقعیت نداشته.

به بدترین نحو ممکن من رو تخریب کردن. من فکر می کنم حول و حوش 45 بازی در پرپسولیس کردم. در مقطع اول در سال اول که مصدوم شدم چهار تا بازی کردم و سال دوم 22 یا 23 تا اما فقط دو بار باختیم. که یکیش بازی با سپاهان بود که در زمین برفی اصفهان برگزار شد. یه بارم زمان آقای دایی در بوشهر چهار بر یک باختیم.

 

بازی برفیه همونی بود که پنالتی می گرفتین و  گلش نمی کردین دیگه! همونی که مهدی رحمتی هم بود...

آره دو تا پنالتی رو خراب کردیم...و من فکر می کنم که در اون مقطع خیلی خوب برای پرسپولیس کار کردم و آمار مهارهای من خیلی بالاتر از بقیه است. فیلماش هم موجوده. ولی همه اون حرفا به خاطر دو یا سه تا بازی ضعیفه... که فکر می کنم من به شخصه یه تنه نمی تونم در مقابل یازده نفر مقاومت کنم شما می تونید بازی های اون سال ما رو ببنید که تیم ما تماما وایستاده بودن، حالا نمی گم همه این کار رو کردن اما شما ببینید اگه در یک تیم دو سه نفر ندون حتی هافبک های جلوی دفاع اگه وایستن، اون تیم خیلی راحت از هم می پاشه. اون تیم، تیم مریضی بود، اون سال باشگاه پرسپولیس گرفتاری وحشتناکی داشت. از تو خود باشگاه ما رو می زدن، از توی سازمان ورزش ما رو می زدن از روزنامه ها ما رو می زدن و روی سکوها هم خط بازی بود و همه اینا باعث شد که ما عملکرد ضعیفی داشته باشیم، حالا در این میون پشت من کسی نبود، سیبل شده بودم. چون نمی تونستم از خودم دفاع کنم چون رسانه ای نبود که از من دفاع کنه، حتی اگه کسای دیگه گل می خوردن گردن من می انداختن.

 

معدنچی اون سال شده بودی، توپ رو اون ور لو میدادن و تیم گل می‌خورد اما همه تو رو مقصر می‌دونستن!

حتی مسائلی هست که کسی نمی دونه، کشاله ران من هشت سانت پاره بود و نیم فصل اول فقط چهار تا بازی به من دادن. با این که سال قبلش من یکی از بهترین بازیکنان لیگ بودم، اما بنا به دلایلی که مشخصه چهار تا بازی به من دادن و نیم فصل آقای قلعه نوعی گفت بیا تراکتورسازی. خوب باشگاه پرسپولیس که رضایت نامه من رو نمی داد و کشاله منم پاره بود. زمان آقای رویانیان هم بود ایشون جلوی هتل اوین در جام ولایت، 45 دقیقه با من صحبت کرد. بیا بازی کن؛ ما گلر نداریم نیاز داریم به تو... من رو راضی کرد اما من مصدوم بودم و هر چی گفتم آقا من مصدومم، من رو نذارید تو زمین، می گفتن نه تو خوب تمرین می کنی باید بازی کنی! بعد رفتن آقای آسمیر آودوکیچ رو آوردن که خلاف نظر آقای دنیزلی بود. آقای دنیزلی من رو صدا کرد رفتم اتاقش به من گفت من به هیچ وجه راضی نیستم به این کار. آقای دنیزلی گفت من یه گلر برای لیگ و آسیا می خوام. نه دو تا گلر این اشتباهه..

دنیزلی گفت من می دونم شما از این به بعد از بین میرید. این عین جمله آقای دنیزلی بود گفت شما از این بعد از بین میرید و من فکر می کنم بزرگ ترین اشتباه من در زندگی همون بود؛ من باید همون لحظه از پرسپولیس جدا می شدم. حتی از نظر شخصیتی برای من بهتر بود که در خونه بشینم، چون یه تیم بی انگیزه رو در لیگ می گذاشتن و یه تیم با انگیزه رو در آسیا. این رفتارهای اشتباه باعث شد که نه در لیگ نتیجه بگیریم و نه در آسیا و فشار رسانه ها هم بود، ما همون سال 13 ام شدیم، اما اختلاف ما با پنجم جدول چهار یا امتیاز بود، یعنی اگر فشاری روی ما نمی آوردند، می تونستیم مثل سه چهار سال پیش که پرسپولیس چهارم یا پنجم شد در این رده ها قرار بگیریم. به نظر شخصی من اون سال به عمد تیم رو این طوری کردن، چون رفتارهایی می کردن که این تیم نتیجه نگیره. چون اگه تیمی بخواد نتیجه بگیره این رفتارها معنی نداره و نباید درش باشه. لیست مازاد اعلام کردن برای تیمی که پانزده بازیکنش آزادن، اون هم دو ماه قبل از پایان فصل! این یه حربه ای بود که تیم رو بپاشونن از هم، چون وقتی من قرارداد ندارم لزومی نداره مازاد اعلام بشم. این کارا رو کردن و بعد با عوامفریبی در مسائل دیگه، چیزای دیگه رو بزرگ کردن و تیم رو از بین بردن. تماشاچی این مسائل رو نمی دونه چون تو تیم نیس و فقط بازی رو می بینه فکر می کنه مسائل فقط محدود به بازیه.

 

پایان قسمت اول...
قسمت دوم چهارشنبه 22 دی در برنامه متاگپ


قسمت دوم مصاحبه با میثاق معمار زاده

وقتی به تیم ملی دعوت شدی، کی‌روش سر قضیه مهدی رحمتی نشون داده بود که آدم خط بگیری نیست و کار خودش رو می کنه و نظم و دیسیپلین خاص خودش رو داره؛ چطور تو با اون نتونستی کنار بیای که بتونی تو تیم کی‌روش هم باشی؟

ببینید من از فولاد که جدا شدم، یه روزی همین جوری داشتم تمرین می کردم، برای این که بین فصل بود و از اون موقع داشتم تمرینات پیش فصل رو انجام می دادم. آقای سعید جوشش به من زنگ زد و گفت که از فدراسیون با من تماس گرفتن که اگر این (میثاق) تیم ملی دعوت شه میاد یا نمیاد؟ من گفتم دلیلش چیه که این حرف رو زدن، آقای جوشش گفت چون شما چهار بار نرفتی دارن الان سوال می کنن میگن آقای کی‌روش بهشون گفته میثاق میاد یا نمیاد؟ عین واقعیت. گفتم که من مشکلی ندارم، آقای جوشش گفت اینا گفتن ممکنه گلر چهارم باشه یا گلر اول باشه.. من گفتم اصلا با این مسئله مشکلی ندارم که اول باشم یا چهارم. من اول باید بیام تو اردو. ما رفتیم تو هتل المپیک بودیم، یکی از باشگاه های بزرگ ایران یعنی باشگاه سپاهان با من صحبت کرد. آقای ساکت به عنوان مدیر عامل و آقای حسینی به عنوان رئیس هیئت مدیره و دو سه نفر دیگه اومدن تو اتاق بنده در هتل المپیک، صحبت کردیم و من با باشگاه سپاهان به توافق اولیه رسیدم، ولی من دلم با پرسپولیس بود برای این که با یه شرایطی از پرسپولیس رفتم فولاد که کاملا غیر منصفانه بود.

بعد در مورد تیم ملی من نمی خوام همش رو باز کنم، چون واقعا صحبت های خوبی نیست و شاید ما اگر امروز از کنار استادیوم هم رد شیم؛ ما رو بزنن. ولی کلا نشد و من بعد از اون قضیه بنا به دلایلی از تیم ملی خط خوردم، حالا من دلایلش رو خیلی واضح می دونم....

حالا می خوای مطرح کن که مردم هم خودشون یه برداشتی داشته باشن.

حالا اگر امروز اینا رو هم بخوام بگم دیگه طلبامون رو هم از فوتبال نمی تونیم بگیریم. همین الان من بعد از چهار سال طلبی دارم که دستور پرداخت داره نمیدن... حالا آقایون صلاح می دونن که پول ما رو ندن! ولی تیم ملی ما رو خط زدن خیلی راحت به خاطر این که من پرسپولیس رفتم. شاید اگه پرسپولیس نمی رفتم خیلی شرایط برای من فرق می کرد. متاسفانه من تو باشگاه پرسپولیس ضربه رو خوردم. چون با یه وعده و وعیدی رفتم بعد همه چیز متاسفانه عوض شد. من هفته سوم به آقای عزیزیان زنگ زدم و گفتم من اشتباه کردم اومدم پرسپولیس می خوام برم، فکر کنم زمان بازی با مس سرچشمه یا مس کرمان بود اون سال.. که هی زنگ زدن گفتن بیا ... من پرواز داشتم گفتم نمیام و خداحافظ. که آقای کریمی رو واسطه کردن که من به خاطر احترامی که برای آقای کریمی قائل هستم گفتم چشم من اومدم. که همین کش و قوس ها بود یه بار زمان آقای استیلی اخراجم کردن و این کش و قوس ها ما رو از مسائل فنی دور کرد، متاسفانه.

پس میشه از تو یه فیلم سینمایی ساخت.

من خیلی چیزا می دونم، اما نمی خوام بگم همین الان ما آدم بدِ فوتبالیم، بگیم دیگه بدتر میشه.

اگر شرایط برگرده دوباره میای تو فوتبال؟

من فکر می کنم همین الانش می تونم هفت هشت سال بازی کنم. من بهترین سال های فوتبالم را به خاطر وجود یک باند مافیایی از دست دادم، که نذاشتن من به فوتبال برگردم و من جلوی همین دوربین شما میگم دنیا این جوری نمی مونه و شرایط عوض میشه... یه روزی تغییرات ایجاد میشه و این که من عاشق فوتبالم، ما با فوتبال بزرگ شدیم و این جوری نبوده که به خاطر مسائل مالی بیایم تو فوتبال، من قرارداد یک میلیارد و دویست میلیون تومنی رو رها کردم و با قرارداد سفید رفتم پرسپولیس، این رو میگم که هوادارای پرسپولیس بدونن. در سال 89 شما ببینید چه قدر می شد اون پول، با دلار امروز شما حساب کنید، من این رو رها کردم و وعده و وعیدهایی که تو در تیم ملی فیکسی و بهترین وعده های ممکن را به من داده بودن. اما من گفتم به خاطر هوادارا من می خوام برم پرسپولیس و رفتم اما فکر می کنم در باشگاه پرسپولیس خیلی ها از پشت به ما خنجر زدن متاسفانه.

به هر حال ما دوست داریم تو برگردی و هر جا هم هستی موفق باشی، خیلی رک اینجا صحبت کردی، حالا همه میگن میثاق معمارزاده تنهاست؛ ایشالله که تنها نباشی ولی...

تنهایی که بد نیست، البته من دوستای زیادی دارم...

نه، منظورم فوتبالیه.

تو فوتبال هم دوستای زیادی دارم، یعنی خیلی ادم های خوب در فوتبال ایران وجود دارند؛ علی رغم این که میگن فوتبال ایران خیلی فاسده، خیلی آدمای خوب در فوتبال ایران حضور دارند. من با همشون دوستم، اما در مورد روابط نزدیک، خوب من سعی می کنم خط قرمزهایی رو برای خودم رعایت کنم، اما این به خاطر غرور نیست. برای همینم من با همه خوبم؛ من در فوتبال شاید فقط با دو یا سه تا بازیکن مشکل داشتم.

کیا؟

حالا گفتن نداره، مردم خودشون می دونن.

راستی با حنیف عمران زاده مشکل داری چون زد مصدوم شدی. بازی با پاس بود دیگه که روش خطا کردی...

نه، حنیف حالا یه ضربه ای زد...

ناراحت نشدی؟

نه فوتباله پیش میاد. حالا من نمی تونم بگم از عمد زد؛ حتی اگر از عمدم زده باشه، خوب آدم یه لحظه خون به مغزش نمی رسه.

آخه ما ازش پرسیدیم که آیا کسی بوده که بخوای از قصد بزنی، که یکی دو نفر رو اسم بردی اما تو نبودی.

نه واقعا این جوری نیست و حنیف بچه خوبیه؛ حالا چند تا بازیکن هستن که به عمد می زنن، ولی حنیف جزو اونا نیست.

پس حنیف عمران زاده نیستش...

نه، من فکر می کنم حنیف عمران زاده به عمد که نزد، اما بدن من هم به دلیل تمریناتی که اون روزا داشتیم تحت فشار بود.. نتونستم جمع کنم، پام اون جوری شد.

درسته؛ بازیکنای پرسپولیس هم از دستت دلخور بودن. بعد از این که اون اتفاق افتاد و پرسپولیس رو ترک کردی؛ خود بازیکنا گفتن داره کلاس می ذاره، نمیاد و ول کرده و دلخوری هم بود، تونستی جمع و جور کنی این دلخوری ها رو ...

من نمی دونم کیا دلخور بودن ولی خب، ولی من فکر می کنم که اگه به دلخوری باشه من باید از همه دلخور باشم.

مثلا آقای عابدزاده می گفت بعد از مصدومیت یه سری حرفا زده که من ازش ناراحتم.

من به هیچ وجه. اگه یک خط شما از من گیر بیارید که در مورد آقای عابدزاده چیزی گفته باشم... ببینید آقای عابدزاده تمریناتی دادن که خیلی هم پر فشار بود، حالا شاید زندگی اشتباه خودم باعث شد مصدوم شم. یا اصلا حتی تمرینات ایشون باعث شده باشه من مصدوم بشم، ولی من به هیچ وجه و هیچ جا در مورد آقای عابدزاده صحبتی نکردم و براش احترام قائلم و به نظرم بهترین مربی بوده که من تاکنون باهاش کار کردم، از نظر آیتم های تمرینی ایشون بسیار بسیار تمرینات به روزی داره و من حتی یک درصد هم فکر نکرده و نمی کنم که ایشون باعث مصدومیت من شده باشه.

بازی با تراکتورسازی هم میگن تو در دروازه ایستاده بودی، بازیکنا بهت متلک انداختن، که بعد از مصدومیت که برگشتی این چه توپی بود گل خوردی و...

ببینید بازی با تراکتورسازی نیمه اول صفر صفر تموم شد. خدابیامرز های نوروزی در اون بازی یه پنالتی خراب کرد. در نیمه دوم تا ما وارد زمین شدیم بارون شدیدی گرفت. یه شوت زدن خورد به پشت آقای علی عسگر و مسیرش عوض شد رفت تو گل.. ولی فیلم برداری یه جوری بود که نشون نمی داد توپ خورده به علی عسگر و همه فکر کردن ضربه مستقیم رفته تو گل.. توپ به سمت راست شوت شد، من به سمت راست یک قدم برداشتم یهو توپ خورد به علی عسگر و چرخید و خورد زمین و سرعتش بیشتر شد به دلیل بارون، چون زمین چمن نداشت و کوتاه و سفت بود و... بلاخره بازیکنا تو عصبانیت به هم حرفایی می زنن ولی کسی با من صحبتی نکرد.

یه چیز دیگه هم نمی دونم بپرسم یا نه...

آبادان.. علی کریمی

پیراهن فونیکه سی رو داد بهت گفته نگه دار!

آره علی داد بهم اما من علی کریمی رو دوست دارم و ازش ناراحت نیستم. خوب حق داشت، من فکر می کنم که اون بازی من بسیار بد بودم.

خوب بعد از مصدومیت و شرایط سخت...

خوب بلاخره وقتی وارد زمین میشم باید شرایط خوبی داشته باشم. اون بازی رو همیشه گفتم آبادان قتلگاه ما بود. اما در گل اون روز، روز خوبی نبود و من وقتی به توانایی خودم فکر می کردم و می دیدم که چه قدر بد شدم، یه فشار مضاعفی روی من می آورد و فکر می کنم که ....البته مشکلات دیگه هم داشتیم مثلا یه مربی آورده بودن کمک آقای دنیزلی بود فکر می کنم اصلا خوب تمرین نمی داد من بارها به باشگاه گفتم آقای عابدزاده رو بیارید. زمان آقای استیلی گفتم آقای عابدزاده رو بیارید. آقای عابدزاده خودش نیومد. دوباره زمان آقای دنیزلی به آقای عاشوری گفتم آقای عابدزاده رو بیارید، چون شرایط بدنی من با تاکتیکای ایشون سازگاری داره و من با ایشون هماهنگم. ولی خوب کسی گوش نمی کرد و همه کار خودشون رو می کردن. از من چون سوال کردن من گفتم وگرنه من دخالت نمی کردم.

پس این نشون میده که تو عابدزاده رو این قدر دوست داشتی و واقعا قبولش داشتی.

حتی اطرافیان باشگاه پرسپولیس که با آقای عابدزاده خوب نبودن به کنایه به من گفتن که تو داری رفیقت رو میاری؟ که من گفتم اولا ایشون استاد بنده هستن، دوم این که من ایشون رو دوست دارم و سوم این که از نظر فنی بسیار بالاست. پس ایشون رو بیارید، اما میگم مشکل این بود که در تیم یه حمیتی وجود نداشت که تیم نتیجه بگیره..

با استیلی الان آشتی هستی؟

من بعد از اون اتفاق با آقای استیلی دیگه صحبتی نکردم. من با کسی قهر نیستم. من فکر می کنم آقای استیلی اون سال از ابتدای فصل حقم رو به من نداد و یه سری مشکلاتی هم پیش اومد که من اول برای خود ایشون ناراحت بودم که تحت فشار رسانه ها و جمعیت بود و می دیدم با اون روشی که ایشون داره کار می کنه تیم نتیجه نمی گیره و البته به من مربوط نمی شد و قهر و آشتی نداریم ما با همه رفیقیم من با کشی مشکلی ندارم. من چیزی رو که به نظرم برسه رو می گم اگه از من سوال بشه و اهل تملق و چاپلوسی و اینا هم نیستم اون چیزی که واقعیت بوده تو زندگیم گفتم و تا روزی که زنده ام، همون جوری حرف می زنم.

برات آرزوی موفقیت می کنم خیلی خوشحال شدم که به متاگپ اومدی.

قربان شما، سلامت باشید.

 

IMG_1734.png

IMG_1736.png

IMG_1750.png

IMG_1759.png

IMG_1761.png

 


برچسب ها

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

اشتراک گذاری این صفحه در شبکه های اجتماعی

نظرات

شراره
شراره ۱۰ ماه، ۱ هفته قبل

اقاى ميثاق معمارزاده. بهترين دروازبان . بهترين شخصيت رو در اين فوتبال داشتيد
ايشالله يه سر مربى انسان و با شرف پيدا ميشه و شمارو به خونه و عشقت فوتبال بر مى گردونه از خدا مى خواهم كه هر چه زودتر پيشنهاد بازى بهتون بشه و موفق باشيد 🙏🙏🙏

سيامك
سيامك ۱۰ ماه، ۱ هفته قبل

گفتگو عالى بود خيلى باز و بى پروا بود

فرزند استقلال
فرزند استقلال ۱۰ ماه، ۱ هفته قبل

ليگ برتر ايران به گلر باشخصيتي همانند معمارزاده نياز دارد

زينالى
زينالى ۱۰ ماه، ۱ هفته قبل

به نظرم ميثاق راست ميگه و خود قطبى ته باند باز بود

Saba
Saba ۱۰ ماه، ۱ هفته قبل

Damesh garm

کامیارخان
کامیارخان ۱ ماه، ۲ هفته قبل

جیگرت طلا داش میثاق😘😘😘

ALi
ALi ۳ هفته قبل

تو محشريــ از همه سريــ تو يه افسونگريـــ 😜

نظر شما:

نظر شما پس از بازبینی منتشر خواهد شد. تنها کاربران ثبت نام کرده می‌توانند نظرشان را بدون بازبینی منتشر نمایند.
آیا مطمئن هستید؟ آیا مطمئن هستید؟
اخبار مرتبط