المپیک قربانی تسویه حساب‌های وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال


شنبه ۸ آذر ۱۳۹۳ ۰ ۷۸
متافوتبال - این بار هم قرار نیست اتفاقی بیفتد. ظاهرا این بار هم قرار است در حسرت صعود به المپیک بسوزیم و حسرت ما نیم قرنی شود. تیمی که بعد از تمامی اتفاقات تلخ ماه‌های اخیر انتظار داشتیم که با یک تصمیم درست و یک انتخاب درست آب رفته را به جوی بازگرداند و بتواند کورسوی امید ما را برای رسیدن به المپیک ریو زنده نگاه دارد اما جنگ قدرت در نزد مدیران بالادستی سبب شده تا تیم امید رنگ آرامش را به خود نبیند و دوباره وضعیت تیم امید رنگ ناامیدی به خود بگیرد.

 این بار هم قرار نیست اتفاقی بیفتد. ظاهرا این بار هم قرار است در حسرت صعود به المپیک بسوزیم و حسرت ما نیم قرنی شود. تیمی که بعد از تمامی اتفاقات تلخ ماه‌های اخیر انتظار داشتیم که با یک تصمیم درست و یک انتخاب درست آب رفته را به جوی بازگرداند و بتواند کورسوی امید ما را برای رسیدن به المپیک ریو زنده نگاه دارد اما جنگ قدرت در نزد مدیران بالادستی سبب شده تا تیم امید رنگ آرامش را به خود نبیند و دوباره وضعیت تیم امید رنگ ناامیدی به خود بگیرد.
انتخاب حبیب کاشانی به‌عنوان مدیر تیم امید نشان از آن داشت که عزم فدراسیون برای سر و سامان دادن به وضعیت تیم امید و پاک کردن ناکامی‌ها جدی است و فدراسیون می‌کوشد با هر ابزار و اسلحه‌ای که شده طلسم ناکامی‌های سلسله‌وار امیدها را باطل کرده و به حسرت دیرپای فوتبال ما پایان دهد. حتی اگر قرار باشد این طلسم به دست فردی شکسته شود که یکی از مدیران همیشه منتقد نسبت به سیستم فدراسیون بوده و همیشه یک آلترناتیو قوی برای صندلی ریاست محسوب می‌شده است.
حبیب کاشانی در بدو پذیرش سمت جدید خود در نخستین گام و اولین تصمیم سایه ادواردو نلو وینگادا از نیمکت تیم امید را کوتاه کرد تا تیم ورشکسته و درهم ریخته المپیک نفسی تازه کند و به ادامه راه امیدوار باشد. کاشانی بعد از راضی کردن محمد خاکپور برای قبول مسوولیت در کادر امیدها این بار برخلاف عادت مالوف خود برای انتخاب سرمربی جدید امیدها و جانشین وینگادا به دنبال یک گزینه خارجی رفت. گزینه‌ای که کارنامه مقبول و قابل دفاعی در فوتبال ایران داشت و البته آنقدر بزرگ و نامدار بود که کاندیدا شدنش تقریبا هیچ صدای مخالفی را برنیانگیزد.
کاشانی خیلی سریع با کرانچار کار را نهایی کرد و در حالی که به نظر می‌رسید با انتخاب سرمربی خوشنام کروات امیدهای امیدها دوباره زنده شده و مرد کروات می‌آید که به تیم امید ایران سروسامانی دهد ناگهان یک تصمیم و شاید یک مصوبه ناگهانی و خلق الساعه در وزارت ورزش همه چیز را تغییر می‌دهد.
اینکه اساسا چرا به یکباره وزارت ورزش در مهم‌ترین مساله و حیاتی‌ترین شرایط و روزهایی که یکی یکی در حال پرپر شدن برای تیم امید است، دست روی این مساله گذاشته که کمیته‌ای در وزارت باید در مورد مربیان خارجی همه رشته‌ها در ایران نظر بدهد ناشی از اتفاقات و تعارضات وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال است.
وزارت ورزش که از عملکرد فدراسیون فوتبال به هیچ وجه رضایت ندارد و با سیاست‌ها و تصمیمات این فدراسیون در تضاد است، برای اینکه فدراسیون کفاشیان را در منگنه قرار دهد، با تشکیل چنین کمیسیونی فدراسیون کفاشیان را تحت فشار قرار داده، فشاری که البته دود آن مستقیما به چشم تیم امید می‌رود.
وزارت ورزش، به هیچ وجه با انتخاب زلاتکو کرانچار به‌عنوان سرمربی تیم امید موافق نیست. سیگنال‌های وزارت ورزش حاکی از آن است که آنها به هیچ عنوان موافق با انتخاب این مربی اهل کرواسی نیستند.
کرانچار با وجود موفقیت در ایران و البته کرواسی سوءشهرت‌هایی دارد که همین مساله مورد توجه وزارت ورزشی‌ها قرار دارد. آنها عقیده دارند بهتر است یک مربی ایرانی هدایت تیم امید را برای مسابقات انتخابی المپیک برعهده بگیرد. در صورت اینکه زور فدراسیون به وزارت ورزش نچربد، به نظر می‌رسد حبیب کاشانی مدیر این تیم نیز در سمت خود نخواهد ماند.
نکته عجیب‌تر در این ماجرا سکوت کمیته ملی المپیک است. کمیته‌ای که متولی مستقیم تیم المپیک محسوب می‌شود اما در ماجرای کشمکش و جنگ قدرت نابرابر وزارتخانه و فدراسیون فوتبال به طرز عجیبی سکوت اختیار کرده. از کیومرث هاشمی که خود همیشه همه چیز را موشکافانه دنبال می‌کند و در قبال هر مساله کوچکی، خیلی زود واکنش نشان داده و مداخله می‌کند تا مشکلات حل شده و به حداقل برسد، بعید است که این چنین در قبال سیاست‌های عجیب برخی از مسوولان ورزشی سکوت کرده است. کیومرث هاشمی بعد از شکست مطلق ایران در بازی‌های آسیایی عنوان کرد از ابتدا هم با حضور وینگادای پرتغالی در تیم ملی امید مخالف بود و اینچنین به صراحت موضع خود را در قبال تصمیمات اشتباه فدراسیون علنی کرد.
اما آیا اظهارنظرها همیشه باید بعد از شکست‌ها باشد؟ آیا این رواست حالا که فدراسیون فوتبال با چالشی به نام یک مصوبه خلق الساعه از سوی وزارت روبه‌رو شده، کمیته‌ای که البته خود نیز در این کمیسیون خلق الساعه نماینده دارد، سکوت پیشه کرده و درست روزی که تیم امید در رقابت‌های مقدماتی ناکام شد به انتقاد بپردازد؟ اگر امروز کمیته ملی المپیک به حل شدن این چالش کمک نکند، کمک بعد از مرگ سهراب چه فایده‌ای دارد؟
در روزهایی که اکثر کارشناسان فوتبالی معتقد بودند کرانچار بهترین گزینه برای ملی‌پوشان امید بوده، چرا باید یکسری جریانات او را از نیمکت تیم امید دور کند. جالب است مسوولانی که خود نمی‌خواهند کرانچار کروات روی نیمکت بنشیند گزینه دومی هم رو نکرده‌اند که حداقل در صورت از دست دادن کرانچار گزینه دوم باعث دلگرمی شود. ظاهرا بنای برخی از دوستان فعلا فقط بر مخالفت است و توجیهاتی که فقط خودشان را آرام می‌کند و بس.

ایران ورزشی / آیسان سعیدی


برچسب ها

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

اشتراک گذاری این صفحه در شبکه های اجتماعی

نظرها

اخبار مرتبط