متافوتبال - تقصير محمود گودرزي كمتر از علي كفاشيان نيست. آنها عضو «بيتفاوت» مجمع فدراسيون فوتبال هستند. حق و ظرفيتي قانوني دارند كه بيتفاوت از كنار آن ميگذرند. آنها همه راهها را به فدراسيون بستهاند، از رييس فدراسيون فوتبال براي جلسات وزارتخانه دعوت نميكنند، پول چنداني به فدراسيون نميدهند و حتي با تشكيل كميته تاييد صلاحيت مربيان خارجي، اجازه حضور كرانچار را ندادند.
به گزارش متافوتبال٬ انتخاب محمد خاکپور به عنوان سرمربی تیم امید ایران واکنشهای زیادی را برانگیخته است. روز پنجشنبه علی عالی٬ سردبیر مجله دنیای فوتبال در تازهترین شماره روزنامه اعتماد یادداشت جالبی در مورد انتخاب محمد خاکپور برای هدایت تیم ملی امید منتشر کرده که در ادامه از نظرتان میگذرد:
١- مشکل محمد خاکپور نیست. او سرمربی تازه تیم ملی امید ایران است. هر انتخابی در فوتبال ایران، پشتپردهیی دارد. اصلا «بدگمانی» نیست که درباره آن بیاییم و بحث کنیم. محمد خاکپور قطعا زلاتکو کرانچار یا کارلوس کیروش نیست که برای قبول این سمت، بهدنبالش باشند و بخواهند با او قرارداد ببندند. خاکپور لابی کرد، دوستان قدیمی را دید، دوستان رسانهییاش را بهخط کرد، از طرق مختلف و فشار حبیب کاشانی توانست به دفتر علی کفاشیان و محمدهادی آیتاللهی برسد تا در نهایت به عنوان سرمربی تیمملی امید انتخاب شود؛ موضوعی که در ایران «روال» شده است. حالا، باید هم خوشحال باشد چون بهقول علی دایی، هرکه لابیاش قویتر باشد سرمربی میشود. حالا او باید «تازه» برنامهریزی کند و ببیند که چهکار میتواند بکند! اشتباه نکنید، اصلا تقصیر محمد خاکپورها نیست. آنها بهجای اینکه با برنامهها و عملکردشان کاندیدای سرمربیگری شوند، باید وقتشان را صرف دید و بازدید و تلفن و پیغام کنند. وگرنه کدام «بهترین فدراسیون فوتبال آسیا» را سراغ دارید که از گزینه زلاتکو کرانچار با کارنامه فوقالعاده در کرواسی، مونتهنگرو و سپاهان اصفهان به گزینه محمد خاکپور با کارنامه مشخص در دستیاری مایلیکهن در فولاد و قعرجدولی استیل آذین، بدون تجربه میدانهای بزرگ و کارنامه ٢١بازی مربیگری و تنها ٢پیروزی برسد؟ حتما برنامهیی در کمیته «بیرییس» فنی و توسعه فدراسیون نیست که از آن انتخاب به این انتخاب میرسند.
٢- حالا ما هستیم و محمد خاکپور و آرزوی چهل ساله صعود به المپیک. تنها راه، حمایت از «گزینه ایرانی» است. حمایت از محمد خاکپور وظیفه همه ما است. برای اینکه تیمملی امید کنار هم قرار گیرند، به اردو بروند، تمرکز داشته باشند، بازی کنند و به المپیک صعود کنند. البته مثل بسیاری از چالشهای کشور، حق انتخاب هم نداریم. بدتر اینکه سیستم مدیریتی فوتبال هم بهشکلی است که امید چندانی به آینده نمیتوان داشت. حمایت چه معنا دارد وقتی باشگاهها نخواهند بازیکنانشان را به تیم امید بدهند؟! چه معنا دارد وقتی پولی برای اردو و بازی تدارکاتی نباشد؟! مجبوریم «امید» داشته باشیم و خوشبینانه بنویسیم. با صعود تیمملی فوتبال ایران به جامجهانی مگر چه اتفاقی افتاد؟ بهترین فدراسیون آسیا شدیم چه؟ اصلا ما قهرمان جامملتهای آسیا شویم، چه اتفاقی در بستر و ساختار فوتبال ایران میافتد؟ صعود کردن و نکردن به المپیک هم دردی از فوتبال ایران درمان نمیکند چون پایههای فوتبال ایران روی پوشال است و با وزش نسیمی فرو میریزد. سرفصلهای ضعف ساختاری فوتبال ایران به مدیریت، برنامهریزی و سرمایهگذاری برمیگردد. حال تیمملی امید ایران در این سرفصلها چه جایگاهی دارد؟ پاسخ آنقدر روشن است که نیازی به تحلیل هم ندارد. دیدگاهی که بخواهد در فوتبال کشور «تولید» کند، وجود ندارد. متاسفانه در فوتبال ایران، رسیدن به موفقیت هلیکوپتری شده و چندان به تمرین، سابقه و مرارت ارتباطی ندارد.
٣- یکی از علل ناکارآمدی در ایران، فقدان ارتباطات بینالمللی است. برای همین ظرفی برای سنجیدن عملکردها وجود ندارد. وقتی تیمها نتیجه نمیگیرند، مدیران زیربار نمیروند و میگویند برنامهریزی کردهایم و شما آن را نمیبینید! آنهم در سیستمی که به عدمشفافیت معروف است و حاضر نیستند کمترین پاسخی به پرسشها بدهند. اگر بینالمللی بودیم مطمئن باشید کمتر ایرانیای میتوانست بپذیرد محمد خاکپور با این کارنامه بتواند سرمربی تیمملی امید ایران باشد. نمیتوانستیم دهها سال عدمصعود به المپیک را بپذیریم. نمیشد با تبانیها و فسادها با اغماض برخورد کرد. مثل جامعه ایران که اگر ارتباطات بینالمللی داشت، درصد قابلتوجهی از ایرانیان از اتومبیل پراید استفاده نمیکردند.
منظور از بینالمللیشدن هم روشن است: رقابت، کیفیت و استاندارد. اما حالا با سیستمی روبهرو هستیم که ابهامات را نمیپذیرد، تخلف میکند و گویی از هیچ نهادی نمیترسد. محمد خاکپور هم در این سیستم، بعد از شکست احتمالی مسوولیتی نمیپذیرد، چرا که ظرفی برای سنجش و برنامهیی برای تطبیق وجود ندارد و بهقول خودش احساس تکلیف کرده است.
٤- وزارت ورزش و جوانان هم مقصر است. تقصیر محمود گودرزی کمتر از علی کفاشیان نیست. آنها عضو «بیتفاوت» مجمع فدراسیون فوتبال هستند. حق و ظرفیتی قانونی دارند که بیتفاوت از کنار آن میگذرند. آنها همه راهها را به فدراسیون بستهاند، از رییس فدراسیون فوتبال برای جلسات وزارتخانه دعوت نمیکنند، پول چندانی به فدراسیون نمیدهند و حتی با تشکیل کمیته تایید صلاحیت مربیان خارجی، اجازه حضور کرانچار را نداد. حالا محمود گودرزی حضور خاکپور را میپذیرد و آن را بهنفع فوتبال ایران میداند؟ چرا عضو پرقدرت فدراسیون فوتبال در قبال نامههای اعضای هیاترییسه و کمیته شش نفره قدمی برنمیدارد؟ تخلفات صورتهای مالی کاملا عیان است اما آنها گویی چشم بر حقایق بستهاند. نباید مقصر شرایط امروز فوتبال ایران را رییس فدراسیون فوتبال دانست، تک تک اعضای مجمع فدراسیون و اعضای هیاترییسه باید پاسخگو باشند. از محمود گودرزی گرفته تا محمدهادی آیتاللهی...
مربی تیم ملی امید گفت: به محض برگشت باید همه بازی های لیگ برتر و لیگ دسته اول را تماشا کنیم تا حقی از کسی ضایع نشود.
متافوتبال - مدیر تیم فوتبال امید کشورمان حضور این تیم در دیدار نهایی مسابقات فوتبال قهرمانی زیر ۲۳ آسیا را دور از عدالت دانست.
متافوتبال - تیم فوتبال امید ایران در شرایطی دومین دیدار خود را به قطر واگذار کرد که پس از این باخت اظهار نظر برخی مسئولان این تیم و البته حامیان آنها به جای آرام کردن اوضاع، تنش را افزایش داده است.
متافوتبال - تیم ملی در روزی به قطر باخت که بازیکنانش توانایی حداقل تساوی در مسابقه را داشتند اما باید باور کرد این باخت پایان مسیر نیست.