وصال روحانی | آغاز بازسازی یک ویرانه توسط برانکو


چهارشنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۰ ۱۶۷
متافوتبال - ویرانه‌ای که به نام پرسپولیس تحویل سرمربی کروات سابق تیم ملی ایران داده‌اند، تیم از هم‌گسیخته‌ای است که مدیریت‌های غیرتخصصی و مربیگری‌های غیرحرفه‌ای دمار از روزگار آن درآورده است

اخراج پیام صادقیان (البته اگر ماندگار بماند و وتو نشود) اولین قدم برانکو ایوانکوویچ در یک راه صعب‌العبور و به قصد انجام کاری است که می‌توان آن را به وضوح ماموریت غیرممکن نامید. ویرانه‌ای که به نام پرسپولیس تحویل سرمربی کروات سابق تیم ملی ایران داده‌اند، تیم از هم‌گسیخته‌ای است که مدیریت‌های غیرتخصصی و مربیگری‌های غیرحرفه‌ای دمار از روزگار آن درآورده است و برانکوی بینوا نمی‌داند میثم حسینی که به عنوان جانشین صادقیان اخراجی به وی معرفی شده و در فهرست سرخ‌ها جای آن مهاجم دردسرساز را گرفته، خود از حاشیه‌سازان نیم فصل اول بوده و قطع همکاری با وی به تصمیم حمید درخشان فقط بر پایه ملاحظات فنی نبود. چند بار اعتراض به نیمکت‌نشینی و قهر و آشتی و مصاحبه‌هایی که وحدت باشگاه را به هم ریخت این مدافع وسط و چپ سابق استقلال را به گزینه‌ای نامناسب برای نیم فصل دوم تبدیل کرد، ضمن اینکه سرخ‌ها برای بستن فهرست جدید خود به هرحال به جرح و تعدیل‌هایی نیاز داشتند و حذف نام حسینی برای نیم فصل دوم از ابزار جذب برزیلی‌ها و نفراتی داخلی همچون علیپور و حاتمی و خالقی‌فر بود.

آنهایی که می‌لنگند
برانکو به چه کسی می‌تواند اعتماد کند و هم «مطیع بودن» و هم «مفید بودن» را در آ‌نها نشان کند؟ تجربه به ما می‌گوید به سبب ضعف‌های فراوان مدیریتی و مربیگری قرمزها تعداد اینگونه نفرات در پرسپولیس اندک است و آنهایی که فاکتور اول را دارند در زمینه دوم می‌لنگند و کسانی که اندک فن و هنری دارند، توقعات‌شان و نوع بیان آن اسباب تاسف است. امروز نگاه‌ها و قلم‌ها روی صادقیان، خانزاده و سوشا زوم شده اما نورمحمدی و پیشتر از وی هادی نوروزی هم کم‌حاشیه نداشته‌اند و رضا حقیقی که به پدیده رفت و آنجا هم خوشبخت نشد جزو گروه همان کسانی بود که هوا برشان داشته بود و این روزها گابریل برزیلی هم برای هواداران تیم‌های رقیب کرکری می‌خواند!!

چه می‌توان کرد؟
برای درست کردن تیمی که سوءمدیریت‌ها آن را به بد بودن و زیر پا گذاشتن ملاحظات عادت داده و هر لحظه امکان دارد دسته گل تازه‌ای آب بدهد، چه کار می‌توان کرد؟ پاسخ صادقانه این است که هیچ کار. و با شناختی که از برانکوی متین و مبادی آداب داریم او مرد پیروز میدانی نشان نمی‌دهد که باید در آن مقابل بدرفتاری‌های مفرط و مستمر ایستاد و سفت و سخت هم ایستاد، اخراج صادقیان و صادقیان‌ها کاری درست در ابتدای راه تعمیر یک عمارت فرو ریخته است اما اولا نباید تعدیل شود و به حکمی سبک‌تر و بازگشت او تبدیل گردد و دوما باید با همین قاطعیت به سایر خاطیان بسط یابد.

طاقچه بالا!
از سوءمدیریت‌های ایام اخیر در پرسپولیس همین بس که بازیکنانی باسابقه فقط یکی دو سال عضویت در این تیم نیز طاقچه بالا گذاشته‌اند و برای تعویض شدن‌های ساده در جریان مسابقات هم که در جهان فوتبال کاملا مرسوم است طاقت و آمادگی ندارند، همه نابسامانی‌های بیرون تیم شامل تغییرات و رفت و آمدهای مدیریتی بهانه‌ای برای بازیکنان خاطی شده تا بیش از پیش قانون بشکنند و هر گاه اعتراضی به آنها شود، از کاستی‌های بزرگان و مدیران بگویند و وانمود کنند که آنها فقط محصولات این زمانه بی‌نظم‌اند و نه جریان‌سازان اصلی آن. حمید درخشان با تنبیه نکردن این خاطیان ذاتی بزرگترین ضربه را به پرسپولیس زد زیرا قانون‌شکنان را مطمئن ساخت که حتی اگر خطاهای بزرگ انجام بدهند، کسی کاری به کارشان ندارد و اگر هم حکمی صادر شود، عمرش به طول یک باران بهاری است.

درست کردن عادات غلط
برانکو باید همه این عادات غلط را عوض کند ولی این بار هولناکی است که حتی فیل‌های چند «تنی» زیر آن کمر خم می‌کنند. اینکه برانکو چقدر حوصله و مهم تر از آن اطلاعات درست برای نگه داشتن بازیکنان خوب مطیع و راندن قانون‌شکنان دارد، مساله‌ای است که به درستی نمی‌توان درباره آن رأی داد و مساله مبهم دیگر تکلیف مالکیت پرسپولیس پس از مزایده امروز (چهارشنبه 9 اردیبهشت) است و اگر مالکان تازه‌ای بیایند شاید به مربیان دیگری اعتقاد داشته باشند و به عنوان مثال بعید است که هدایتی یا سیاسی با ایوانکوویچ کار کنند و حتی اگر مالک تازه پرسپولیس یک «خارجی دوست» باشد، شاید نظرش به مربی بالاتر از برانکو برای اداره تیم باشد.

ضمانت‌هایی قوی‌تر
با این حال در صورت اداره راه پرسپولیس در شرایط فعلی‌اش هم ایوانکوویچ به تضمین‌های مالی و روحی بسیار بیشتری در قیاس با گذشته برای موفقیت در این راه سخت نیاز دارد. همیشه قید و عنوان شده است که قرارداد برانکو یک سال و 2 ماهه است و این بدین معنا است که او بعد از تمام شدن فصل فعلی باید سرخ‌ها را برای فصل بعد ببندد و بازسازی اخلاقی و انضباطی را همانقدر در اولویت امور قرار دهد که قابلیت‌های تکنیکی و تاکتیکی را و کار بزرگ و اصلی او برای فصل بعد است و نه اندک روزهای باقی مانده از فصل جاری.

جایی برای گله نیست
می‌توان پروفسور را به خاطر انتخاب کردن یک پرسپولیس متوسط و به واقع ضعیف (معمولی‌ترین تیم سرخ دو دهه اخیر) به باد انتقاد گرفت و او را به کج‌سلیقگی متهم کرد اما غیرقابل باور است که او از قبل از شمه‌‌ای از این بساط مطلع نشده و چیزهایی از آن را نشنیده باشد. او همانطور که در چند مصاحبه‌اش تاکید کرده، با علم به مخروبه بودن درون این عمارت چشمنواز پای در پرسپولیس گذاشته و در نتیجه موظف است با این کژی‌ها برخورد کند و تیم را از نو بنا کند و اینکه تصور کنیم او حتما از عهده این کار برمی‌آید، تفکری ساده‌اندیشانه در قبال تیمی است که مدتی است با واژه‌های منطق و قدرت و نظم بیگانه شده و آنقدر مدیر و مربی و مسوول به آن آمده و به سرعت رفته‌اند که دیگر هیچ چیز آن ثبات ندارد و هر چیزی به نسیمی بند است. منجمله سرمربی‌ که امروز با حکم مدیری آمده که ممکن است فردا خودش هم نباشد و از برانکوی سیاستمدار و پروفسورماب بعید است که خودش را وارد این بازی‌های غیرماندگار کند ولی او البته این کار به شدت ریسکی را کرده است و اگر چوبش را بد جوری بخورد، جایی برای گله‌گذاری نخواهد داشت.


برچسب ها

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

کانال خبری متافوتبال در تلگرام

اشتراک گذاری این صفحه در شبکه های اجتماعی

نظرها

مقالات مرتبط